تبليغاتX
سکوت سبز
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/05ساعت 0:7  توسط مريم  | 
استاد در شروع کلاس درس، لیوانی پر از اب به دست گرفت. ان را بالا برد تا همه ببینند، بعد پرسید:به نظر شما

وزن این لیوان چقدر است؟شاگردان جواب دادند:۵۰گرم،۱۰۰گرم،۱۵۰گرم و ...

استاد گفت:من هم بدون وزن کردن نمی دانم این لیوان دقیقا چه قدر وزن دارد.اما سوال این است که اگر من این لیوان را چند دقیقه همین طور نگه دارم چه اتفاقی می افتد؟

شاگردان گفتند هیچ!

استاد پرسید:خوب اگر یک ساعت نگه دارم چه می شود؟

یکی گفت:دستتان کم کم درد می گیرد.

استاد گفت:حق با توست.حالا اگر یک روز نگه دارم،چه می شود؟

شاگرد دیگری گفت:دستتان بی حس می شود.عضلاتتان به شدت تحت فشار قرار می گیرد  و فلج می شوند و مطمئنا کارتان به بیمارستان خواهد کشید.

همه از حرف او خندیدند.استاد گفت:بسیار خوب!ایا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟همه گفتند:نه.

پس چه چیز باعث درد و فشار در عضلات دست من می شودو من چه باید بکنم؟

شاگردانم گیج شدند.یکی از انه گفت:لیوان را زمین بگذارید.

استاد گفت:دقیقا مشکلات زندگی هم مثل این لیوان هستند.اگر انه را چند دقیقه در ذهنتان نگه دارید اشکالی ندارد،اما اگر مدت طولانی تری به انها فکر کنید،به درد خواهند امد و اگر بیشتر از ان نگهشان دارید فلجتان می کند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود. فکر کردن به مشکلات زندگیمهم است،اما مهمتر ان است که در پایان هر روز و پیش از خواب انها را زمین بگذارید.به این ترتیب تحت فشار قرار نمیگیرید و هر روز صبح سر حال تر و قوی

بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مساله ای که برایتان پیش می اید ،برایید.

انشاالله.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/31ساعت 12:12  توسط مريم  | 
صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم

                  تا به کی در غم تو ناله ی شبگیر کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/22ساعت 0:45  توسط مريم  | 
ای خاک غریب بقیع که بوی اب میدهی،پاکترین و زلا ل ترین اب را.

دلم دوباره نزدیک تو شده است،کوچه های دلم بی قرار،غربت نامت اشک را بر چشمانم می نشاند و دل ام را محزون و غربت زده ی دل خسته گیهای تو  و بشکستگی و مظلومیت غریبانه ی تو  می کند.

مادر ای یاس مهربانی علی(ع) و رسول عشق(ع)،نماز بنشسته ات پشت علی (ع) راشکست و سینه ی فرزندان یاس را سوزاند.کوچه های مدینه را غم گرفته و غربت و مظلومیت و رد خون و چادر خاکی و حسنین(ع) را به یاد می اورد و جهل جاهلان زمان را که چه غریبانه تو را شکستند و بین در و دیوار گذاشتند.دفن غریبانه و شبانه ی تو مادر،مظلومیت ال علی(ع)را در تاریخ حک کرد و دل های شیعه را تا همیشه بی قرار و داغدار مادر خود کرد.

بازهم نشسته ام پای صحبت اشکهایم تا قطره قطره از شبنم معرفت وجودت نوش کنم.

ان هنگام که پشت بقیع در خود فرو رفته بودم و ارام ارم با تو نجوا میکردم در دل غربت تو را فریاد می کردم که چگونه در شهر پیامبر عزیزه اش را اینگونه غریبانه و مظلومانه حرمت و حریمش را شکستند.

می خواستم فریاد کنم غربت تو را تا صدایم به گوش بیرحمان زمان و زمانه برسد.می خواستم با صدای بلند بگریم در غم تاریکی و خاموشی بقیع. اما چه کنم که محکوم به سکوت بودم انچنان که فرزندان یاس بغض خود را فرو خوردن و ارام ارام تابوت مادر را بدرقه کردند.فاطمه، فاطمه ،طاقت از برم می رود ان هنگام که تو را مرور میکنم و ان رنجی که بر تو و علی گذشت.کاش تو را می فهمیدند.کاش می بودم ان زمان که دست بر دیوار کوچه های بنی هاشم ، که حال دیگر اثری از ان نیست را عبور می کردی . کاش می بودم و سر بر چادر خاکی ات می گذاشتم و بوی اب را از وجود زلال ات حس می کردم .

ای بانوی اب و احساس...

ای فاطمه...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 0:36  توسط مريم  | 
آقاسال نو اوری و شکوفایی مبارک
+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/03ساعت 0:44  توسط مريم  | 
 

خدایا در این سال جدید دستت را برای هدایت و دست گیری مان به سوی مان ار که جز تو کسی را نداریم و جز تو پناهی نیست ای همه خوبی و همه مهربانی که همه ی عشق و محبت و علاقه و لطف و رحمتت بی منت است و بی دریغ .خدایا خودت به ما معرفت عنایت کن ...

ای عزیز دوست داشتنی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت 10:29  توسط مريم  | 
 

با بهاران روزی نو می رسد

و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو

اکنون که جهان و جهانیان مرده اند

ایا وقت ان نرسیده است

که مسیحای موعود سر رسد؟

ویحی الارض بعد موتها...    (سید مرتضی اوینی)

 

 AVINI___2

 

 

 

 

 

 

 

 

 ميلاد مهدي(عج) منجي مباركميلاد مهدي(عج) منجي مبارك

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/27ساعت 11:31  توسط مريم  | 
            کاش این غم اشک می شد و فرو می ریخت و این ابرهای تنگ نشسته،اسمان

سینه هامان را به خورشید وا می گذاشتند. کاش قلب مرا قربانی می گرفتند تا این گرد ماتم از شهر برخیزد و رسول الله به مدینه باز گردد.                             

امام حسن مجتبی(ع) نیز با زهری به شهادت رسید که از انبان دغل بازی معاویه بن ابی سفیان بیرون امده بود.اگر چه با دست جعده دختر<اشعث بن قیس>        (سید مرتضی اوینی)

رحلت نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه واله وسلم)و شهادت حضرت امام حسن بن علی المجتبی(ع) بر پیروان راستین شان تسلیت باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت 23:17  توسط مريم  | 
شکر خدا که علی داریم ما          در این زمانه سید علی داریم ما 

امشب مصادف با اربعین سید سالار شهیدان مراسم  عزاداری حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) با حضور دانشجویان در بیت مقام معظم رهبری برگزار شد ما نیز در حلقه ی عاشقان حسین (ع)و سید علی عزیز حضور داشتیم و نماز را به ایشان اقتدا کردیم .مراسم در فضایی معنوی وزیبا و پر شور با صحبتهای دلنشین حجه الاسلام پناهیان و مداحی حاج سعید حدادیان با نوای زیبای زینب (س) وحسین (ع) برگزار شد و در پایان حضرت اقا با صدای گرم و دلنشین شان جمع دانشجویان حاضر را با دعای خیر وتعجیل در ظهور حضرت حجت (ع)بدرقه کردند(هر چه حرف است در گلوی رهبر است). یادتان بودیم و جایتان خالی.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/09ساعت 23:14  توسط مريم  | 
این چه حزنی است نهفته در نام تو که بی اختیار ،دلها را می شکند و اشک را در پشت پلکها بی قرار می کند ؟این چه غم شگرفی است که تداعی خاطره مقدس تو بر قلبها می نشاند وجگرها را خواه ناخواه به اتش می کشاند؟ادم علیه السلام که برای پذیرش توبه ی خویش خدا را به اسماء حسنای او سوگند می داد وقتی به نام تو رسید (یا قدیم الاحسان به حق الحسین علیه السلام ) بی اختیار دلش شکست و برای اول بار حضور اشک را در چشم ها تجربه کرد . از جبرئیل علیه السلام پرسید که چه سری است در این نام که فرق دل را می شکافد و اسمان چشم را بارانی می کند انگاه جبرئیل علیه السلام مصیبت عاشورای تو را بیان کرد ،ادم سیر گریست .

باری این گریه دست ما نیست  .اختیار اشک در این مصیبت با ما نیست .ما برای ثواب گریه نمی کنیم چه کسی می تواند برای ثواب گریه کند؟

می گویم گریه کردن بال بسته می خواهد . گریه کردن دل شکسته می طلبد .ما دق می کنیم اگر برای تو گریه نکنیم . دل ما از سنگ هم که باشد در مصیبت تو،نه که می شکند ،خون می شود .کدام سنگ را روز عاشورا از زمین برداشتند و دلش را خونین ندیدند؟دل ما چگونه خون نباشد از این مصیبت جانسوز ؟چگونه می شود که تو بر فراز قله حقیقت بایستی و فریاد بزنی(هل من ناصر ینصرنی؟) و ما در حسرت این چهار ده قرن عقب ماندن از کلام تو ، در حسرت چهارده قرن دیرتر رسیدن به عاشورای تو ،در حسرت چهارده قرن دیرتر شنیدن،در خویش مچاله نشویم؟اما ای حسین (علیه السلام) عزیز ،اتش عشقت را دل ما جاودانگی بخش.السلام عليک يا حسين مظلوم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/09ساعت 7:40  توسط مريم  |